تفت میده، تموم زندگیم روبه راهه...
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
ببره که حداقل دو ساعت زودتر از حالت عادی خابم میبره :/
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
میگم نه...اینا هروخت تو میای گل میدن، دیگم دوسشون ندارم
میگه خب من که میام تو خوشحال میشی اونام از خوشحالیه
تو گل میدن دیگه...
:)
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
چقدر خوشحال بودم...
حتی ظرف نباتمم پر شده بود...
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
اون دختر ازون شخصیتای کاریزماتیک و عشششق...
عاشقه گرافیک...نقاشی...
با موای فر...
تو دبیرستان هه ی ازش فرار میکردم اما به شدت دوسش داشتم...
الانم به شدت دوسش دارم اما باز ازش فرار میکنم...
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
خیلی حسود...
حسودی میکنم که چرا گل ناز دوستم گلمیدهد اما مال من نه...
حسودی میکنم که چرا خواهر شوهرم فسنجان هایش حرف ندارد
و من هنوز اندر خم یک کوچه ی قیمه مانده ام...
حوصله ی توضیح دادن ندارم...
اما جدیدا خیلی دنبال ذکر و دعایی هستم ک بخوانم و حسادتم
کم شود...
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
بی قرارتم...
کجایی آخه...
محدثه...
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری
برچسب:
نویسنده: مهسا باقری